شماره مطلب : 16259
زمان انتشار : 95/1/7 - 09:17 2016/3/26

«قندون جهیزیه2»؛ فیلمی با محوریت حمایت از تولید داخلی/ فضای سینمای ما تلخ است/ فیلمساز باید چند گام از مخاطب جلوتر باشد

آوینی فیلم _ "در ادامه قسمت اول قندون جهیزیه و در حمایت از تولید داخلی به داستانی در کارخانه قند خواهم پرداخت. البته شخصیت های قسمت اول دیگر نیستند و به لحاظ درون مایه و حالی که دارد به فیلم اول نزدیک است."

مرتضی اسماعیل دوست: فیلم «قندون جهیزیه» یکی از آثار قابل توجه در اکران سینمای ایران در سال 94 بود که حاشیه های بسیاری هم برای فیلمساز جوان و آینده داری چون علی ملاقلی پور به همراه داشت. فرصتی دست داد تا در همجواری بهاری خوش سیما گفت و گویی خواندنی و متفاوت با این فیلمساز جوان درباره اثرش که به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شده است و چگونگی ساخت بخش دوم آن صورت دهیم که برای نخستین بار اخبار آن رسانه‌ای می شود.

در این گفت‌و‌گو به تحلیلی قابل توجه درباره نوع نگره فیلمسازان هم دست زدیم و با علی ملاقلی پور به این نقطه پرسش مدار رسیدیم که آیا فیلمساز باید آینه‌ای از جامعه خود باشد و یا چند گام از مخاطب خود در تصویرسازی پیشی گیرد؟

فیلم «قندون جهیزیه» از گزینه های قابل توجه برای تماشای مردم در ایام نوروز است که چندی است به شبکه نمایش خانگی آمده است. از این فیلم شروع کنیم که اکرانی مناسب را پشت سرگذاشت و به سوددهی رسید. تهیه کننده فیلم و خودت به این جایگاه فکر می کردید؟ اصلا چند بار این فیلم توسط تهیه کنندگان سینما جهت تولید رد شد؟

-ملاقلی پور: از زمان نگارش به مخاطبان وسیعی فکر می کردم و نظرم بر این بود که قابلیت چنین توجهی را دارد هر چند برخی ها نظر دیگری داشتند. فیلمنامه «قندون جهیزیه» را بار اول به همین آقای سعید سعدی نشان دادم و ایشان گفت که باید سرمایه گذار پیدا کند. در نهایت 45 درصد سرمایه توسط ایشان در فیلم سرمایه گذاری شد و 50 درصد هم آقای سهند ترابی که طراح چهره پردازی فیلم بود سرمایه گذاری کرد و 5 درصد بقیه را هم من گذاشتم.

در پاسخ به سوال تان باید بگویم که فیلمنامه «قندون جهیزیه» به تصور 2 تهیه کننده اصلا پُر فروش تلقی نشده بود و دلیلش را فیلم در فیلم بودن آن عنوان کردند.

و این نوع برخورد نشانگر عدم سینمایی بودن برخی تهیه کننده ها است، چرا که «قندون جهیزیه» اصلا فیلم در فیلم نیست!

-ملاقلی پور:  بله، آن ها به تصور این که همه فیلم در فیلم ها شکست خورده اند، «قندون جهیزیه» را اثری ناکام می دانستند و به آن ها توضیح دادم که فیلم در فیلم نیست و گروه فیلمبرداری در قصه خانواده مستاجر تنیده شده است. قصه فیلم من به جای گروه فیلمبرداری می توانست هر داستان دیگری به خود بگیرد، مثلا درباره اجاره کردن جایی برای ستاد تبلیغات گروهی باشد! در واقع معضل فیلم من درباره خانواده مستاجری بود که توان پرداخت اجاره بالا را نداشته و به دنبال شرایطی برای زندگی هستند. البته 2 تهیه کننده دیگری هم که فیلمنامه را خواندند، علاقه مندی نشان دادند و ساخت فیلم را منوط به اخذ سرمایه گذار دانستند که من در نهایت ترجیح دادم با آقای سعید سعدی که تهیه کننده ای فرهنگی است، کار کنم.

پس کار بعدی خود را هم با آقای سعید سعدی خواهی ساخت؟

-ملاقلی پور:  احتمالا همینطور است و هم اکنون به دنبال تحقیق و آماده سازی جهت نگارش «قندون جهیزیه 2» هستم که نام دیگری خواهد داشت.

و عجله ای هم برای ساخت آن نداری، چرا که می بینم با طمانینه کار می کنی!

-ملاقلی پور:  بله، اصلا شاید به مرحله ای در تحقیق رسیدم که دیگر تمایلی برای نگارش آن نداشته باشم، چرا که لزوما از تحقیق، فیلمنامه ای در نمی آید و به دنبال این نیستم تحت هر شرایطی آن را بسازم.

به دنبال ادامه ای از موقعیت و فضای بخش نخست هستی؟

-ملاقلی پور: یک سری ایده ها در سر دارم که مثلا دومین بخش قندون جهیزیه به معنای دویدن باشد! در ادامه قسمت اول و در حمایت از تولید داخلی به داستانی در کارخانه قند خواهم پرداخت. البته شخصیت های قسمت اول دیگر نیستند و به لحاظ درون مایه و حالی که دارد به فیلم اول نزدیک است.

پس از قندون به نگاه گسترده تری در کارخانه قند می رسیم!

-ملاقلی پور:  همین طور است و باید دید چه در می آید. اما حرف من حمایت از تولید کننده بوده و این که چگونه این چرخه رشد خواهد یافت. در واقع چگونه نان سر سفره های مردم می نشیند. باید نشان داد که چگونه همه می توانند برای پیشرفت کشور کمک کنند و این که چوب لای چرخ هم نگذارند.

نگاه طنازانه «قندون جهیزیه» اولی را در دومی هم تسری خواهی داد؟

-ملاقلی پور: والله الان خیلی ایده خامی است و هنوز به نتیجه قطعی نرسیدم و فعلا در مرحله تحقیق است و هنوز تصمیمی مبنی بر کمدی بودن اثر نگرفته ام.

سوالم را به شکل دیگری طرح می کنم. به نظرت اگر «قندون جهیزیه» آن نگاه کمدی وار را نداشت، باز هم به این فروش خوب دست می یافت؟

-ملاقلی پور: به نظرم لزوما ساخت کمدی دلیلی برای فروش فیلمی نیست و اگر فیلمسازی چنین فکری کند، شکست خورده است.

درست است که کمدی های شکست خورده ای هم در گیشه داشتیم، اما تجربه نشان داده که این گونه آثار شانس بیشتری برای جذب مخاطب ایرانی دارند و متاسفانه این مساله موجب بروز یکسری آثار سخیف هم شده و امسال هم 2 فیلم پُرفروش رده های دوم و سومی را در گیشه به خود اختصاص داده اند!

-ملاقلی پور:  به نظرم الان در وضعیتی هستیم که فضای تلخی جامعه و سینمای ما را در بر گرفته است. واقعیتش من دلم می سوزد تماشاگر با حالی خراب و افسرده سالن سینما را ترک کند؛ حداقل می توان او را به آینده امیدوار نگاه داشت. فیلمساز اگر هم ضعف هایی در فیلم خود دارد، باید حداقل در پایان به تماشاگر انرژی و امید بدهد.

پس از آن جمله فیلمسازانی نیستی که اثر را آینه ای از شرایط جامعه می پندارند؟

-ملاقلی پور: به مساله بسیار مهمی اشاره کردی که دوست دارم درباره اش حرف بزنم و تاملی بر آن داشته باشیم. وضعیت سینمای ما به این سمت تلخ اندیشی رفته و البته نمی توان آن را ایراد دانست و این هم نوعی انتخاب است که باید آنالیز شود. به نظرم فیلمسازی در کشورمان به 2 نوع تقسیم می شود که یکی رئالیستی بوده و همان مساله ای است که اشاره کردید که فیلم باید آینه جامعه باشد و دیگری شکلی سخیف از فیلمسازی است.

به هر حال جریان واقع گرایانه از سال ها پیش و در جریان سینمای نئورآلیسم ایتالیا با آثاری از دسیکا و ویسکونتی و دیگران خود را نشان داد و قطع شد. ما چرا انقدر پایبند این نگره هستیم؟

-ملاقلی پور: به نظرم بخشی از مخاطبان که از آرمان های شکست خورده و بی تعهدی برخی مسئولان سرخورده شدند، از سینمای شاداب و خوشایند هم خسته شدند و فکر می کنند نمایش امید در فیلم ها نوعی خیال بافی است. اما سوال این جا است که فیلمساز هم باید همراه مردم باشد؟ به نظرم اگر فیلمساز فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و علوم مختلف را بخواند، می تواند نگاه و اهداف جدیدی را در جامعه منتشر نماید.

پس به نظرتان فیلمساز باید چند گام جلوتر از مخاطب حرکت کند؟

-ملاقلی پور: بله، منظورم همین است. فیلمساز باید از آینه ها گذر کند تا به رئالیسم جادویی برسد. در واقع می تواند به سمت ساخت فیلمی برود که بر پایه واقعیت باشد نه عین واقعیت. از این نظر شخصیت های فیلمش برای مخاطب ملموس بوده و قابل دست یابی است.

فیلم «قندون جهیزیه» هم بر این مبنا در عین وام گیری از داستانی پذیرفتنی برای مخاطب از هر گونه نگاه خیال پردازانه هم دور شده است.

-ملاقلی پور: بله، مخاطب باید احساس کند که می تواند. یکی از مخاطبان فیلم به من رجوع کرد و گفت که فیلمت حالم را دگرگون کرد، چون که خانواده من هم این گونه هستند و برای من این مساله بسیار خوشایند است که فیلمی پذیرفته شده برای مخاطب ساختم.

منبع: سراج 24

اضافه کردن دیدگاه جدید