شماره مطلب : 13601
زمان انتشار : 94/6/2 - 14:21 2015/8/24
آوینی فیلم - متاسفانه شرایط سخت اقتصادی برای مردم وجود دارد و مسائل مهمی مانند مسکن و درآمد خانوارها وضعیت نامطلوبی را ایجاد کرده است و غم نان از گذشته تا هنوز ادامه دارد و من فکر کردم که باید فیلمی متناسب با حال و هوای مردم بسازم که مخاطب آن را درک کرده باشد
علی ملاقلی پور در گفت و گو با آوینی فیلم:

بعضی ها با کلمه مستضعف بازی می کنند

آوینی فیلم - متاسفانه شرایط سخت اقتصادی برای مردم وجود دارد و مسائل مهمی مانند مسکن و درآمد خانوارها وضعیت نامطلوبی را ایجاد کرده است و غم نان از گذشته تا هنوز ادامه دارد و من فکر کردم که باید فیلمی متناسب با حال و هوای مردم بسازم که مخاطب آن را درک کرده باشد

آوینی فیلم - فیلم "قندون جهیزیه" نشان داد که می توان هم فیلم طنازانه ساخت و هم به سمت فضایی غیرقابل تحمل از بی اخلاقی نرفت. علی ملاقلی پور که شناسنامه ای هویت مدار از پدری گرانقدر یافته است، نگاهی ساده و بی ریا و صادقانه به زندگی و سینما دارد که در فیلم اول بلندش به نام "قندون جهیزیه" به خوبی منعکس می باشد. گفت و گوی انجام شده دعوتی است برای تماشای سینمای سالم کمدی.

برای اولین فیلم ات به سراغ سینمای کمدی رفتی. دلیل این اقدام چه بود؟

ما در سینمای کمدی می توانیم به شکلی آشنا برای مردم حتی درد و رنج های آن ها را نشان دهیم و می بینیم که چگونه در سینما تماشاگر انواع واکنش ها و احساسات را در حرکتی اجتماعی نشان می دهد و خندیدن، سکوت کردن و بغض کردن در داخل سینما در داخل سالن سینما بصورت جمعی خود را نشان می دهد و من فیلمساز موظف هستم براساس هزینه ای که تماشاگر برای تماشای فیلم می دهد، حداقل انرژی و امیدوار را به او تحویل بدهم. مردم برای پولی که برای سینما می دهند زحمت کشیدند و باید حرف خوبی برای آن ها در فیلم زده شود. البته آن حرف خوب را باید کسب کرده باشید تا بتوانیم بزنیم.

چگونه به ایده جذاب "قندون جهیزیه" رسیدی؟

متاسفانه شرایط سخت اقتصادی برای مردم وجود دارد و مسائل مهمی مانند مسکن و درآمد خانوارها وضعیت نامطلوبی را ایجاد کرده است و غم نان از گذشته تا هنوز ادامه دارد و من فکر کردم که باید فیلمی متناسب با حال و هوای مردم بسازم که مخاطب آن را درک کرده باشد و بتواند با فیلم همذات پنداری کند. از طرفی هیچ وقت دوست ندارم فیلمی بسازم که موجب یاس و ناامیدی مردم شود و مخاطب را دلزده کند. برای همین هم می خواستم حرفی را که می زنم همراه با امید باشد.

نقد فرهنگ بیگانه پرستی از طریق رسانه ها هم در فیلم وجود دارد.

عطا تحت تاثیر فیلم هایی که مبتنی بر خشونت است به سمت دیدگاه نادرست و خشونت آمیزی رفته است و برادرش هم تحت تاثیر ماهواره ها به سمت غربی شدن رفته رفته است. حتی در فیلم می بینیم که کاراکترهایی درگیر بازی های اینترنتی هستند که نشان دهنده هجوم رسانه های بیگانه به کشور است و برای این می خواستم بگویم فرهنگ خود را گم نکنیم. برای همین مخاطب در فیلم "قندون جهیزیه" با پیشنهاد یک فرهنگ اسلامی-ایرانی مواجه می شود.

زاویه دوربین و قاب هایت در عین سادگی نمایانگر هوشیاری فیلمساز در طراحی سینمای موقعیت می باشد.

من دوست داشتم مانند کمدی های باستر کیتون به کمدی موقعیت مناسبی در این فیلم برسم و حتی دوست داشتم که بخشی از سکانس فیلم خود را بدون دیالوگ و مانند سینمای صامت بسازم، برای همین در در "قندون جهیزیه" سکانسی داریم که کاراکتر عطا تا صبح نخوابیده و در خودروی خود به خواب رفته بود و زنش می آید و او را به بالا می برد، در خانه شان به دلیل وجود ابزار گروه سینمایی همه جا پُر از وسایل است و عطا و زنش به سختی از لای آن ها عبور می کنند که ناگهان پای عطا به ریل تراولینگ می خورد و سُر می خورد و وقتی می خواهد آن را درست کند، به ضربه زدن های بعدی می خورد.

در نهایت نگاه امیدوارانه ای در پایان فیلم ایجاد می کنی؟

اگر بخواهم نمونه ای نزدیک و در عین حال دور از این فیلم را مثال بزنم باید به فیلم "اجاره نشین ها" ی آقای مهرجویی اشاره کنم که معتقدم پیشنهاد پایانی ما حال بهتری به مخاطب می دهد.

فیلم "اجاره نشین ها" اثر ارزنده ای است اما تفاوت هایی بسیار با فیلم "قندون جهیزیه" دارد.

همین طور است. این فیلم به لحاظ مفهوم خیلی از هم فاصله دارند و هر کدام جهان بینی خاص خود را دارند و اتفاقا حرف من هم این است. از طرفی آن فیلم با همه زیبایی ها در نهایت با بلاتکلیفی تمام می شود، اما من در "قندون جهیزیه" تمام تلاش خود را برای پایانی امیدبخش داشتم.

مساله مهم در این آثار تفکر انتقالی مذموم به مخاطب است که همچنان دارد بازتولید می شود!

بله. اتفاقا بحث من همین تفکری است که می خواهد در قالب قصه این نوع نگاه چرکین را به جامعه تزریق می کنند و وقتی هم حرف می زنند دم از عدالت اسلامی می زنند! در صورتی که اسلام دین رحمت است و این تفکر خشونت ورزانه مربوط به تفکر مارکسیستی است که به هر قیمتی می خواهند با چکش بر سر آدم قد بلند بزنند و با داس هم زیر آن ها را کوتاه کنند تا به برابری برسند! در صورتی که در اسلام جهان بینی خاصی حکمفرما است که به دنبال برادری است. این خشونتی ترویج شده از نگاه یک بچه مسلمان نیست و نقد سرمایه داری از این طریق به دست نمی آید. متاسفانه اگر چه در فضای کلی خیلی ها تحت تاثیر غرب هستند اما به نظرم در حوزه ادبیات و هنر غیر از تفکر غربی که از طریق ماهواره ها ایجاد می شود همچنان تفکر عقده ای بلوک شرق مبنی بر پمپاژ عقده نسبت به تفکر دارا در جامعه وجود دارد. در صورتی که در اسلام در ضمن وجود جهاد و مبارزه، نگاه محبت آمیز بیشتر به چشم می خورد. ما در فیلم "قندون جهیزیه" مساله نفاق را هم مطرح می کنیم که فیلمسازی که نام فیلم خود را "حق کارگر مشت آهنین" می گذارد، در نهایت حتی حق عطا را نمی دهد، من مساله نفاق را هم در این فیلم مطرح می کنم که در قرآن هم بارها به آن اشاره شده است. خیلی ها امروز دم از اسلام و همراهی با مردم می زنند، اما دارند با کلمه مستضعف بازی می کنند، در صورتی که این مساله با اعتقاد به دست می آید نه در جهت منافع حزبی و رسیدن به منافع شخصی. برای این هم در پایان شخصیت صاحبخانه را به عنوان انسانی محترم نشان دادم.

به نظرت تنها با زبان طنازانه می توان موجب همراهی مردم شد؟

این بخش صنعتی بود که گفتم و به دلیل این که ما در حوزه فرهنگ در حال فعالیت هستیم باید نگاهی متناسب با هویت فرهنگی خود داشته باشیم و از طریق رسانه این نگاه انتقال پیدا خواهد کرد. پس من هم به دنبال این بودم که فیلمی بسازم که مردم در آن باشند و فقط برای دل خودم نخواهم کار کنم. البته دغدغه های خودم را خواهم داشت اما به دنبال قصه ای شخصی نمی روم که شاید برای خیلی ها اصلا بیگانه باشد. فیلم من اگر بصورت کمدی گفته نمی شد، خیلی تلخ و غمناک می شد و هضم آن برای تماشاگر سخت می شد. بدون شعار می گویم که من واقعا تماشاگر را دوست دارم و برای آن ها احترام غائلم.

در ادبیات کلاسیک هم رگه های طنز در آثار شاعران گرانقدری همچون رودکی، سنایی و حافظ به چشم می خورد.

بله. همین طور است رگه های طنز در بین ایرانیان وجود دارد و باید فیلمسازان بزرگوار فداکاری کنند و به حرمت ها در خانواده توجه کنند. این مشکلات فقط در آثار طنز نبوده و می بینیم که دارد فیلم هایی پخش می شود که به راحتی خیانت مطرح می کنند و اصلا برایشان مخاطبین اهمیتی ندارد و طوری مطرح می شود که معنای زشت آن برجسته می باشد. پس باید توجه کرد که فیلمی شرافمندانه بسازیم و در کنارش تماشاگر را هم جذب کنیم. در "قندون جهیزیه" بارها تماشاگر با تمام وجود می خندد اما تمام تلاش ما این بود که ذره ای بی اخلاقی رخ ندهد. این مساله خود خواسته بود و نه این که برای دور شدن از خط قرمز باشد که حالا خیلی مسائل راحت هم ارائه می شود. اما ما خودمان این مسیر حفظ حرکت ها را در فیلم رعایت کردیم.

و این نگاه برآمده از اصالت نگاهی است که از پیشینه فرهنگی خانواده ملاقلی پور می آید.

به هر حال فیلم از نگاه فیلمسازش می آید و به سازنده آن مربوط است. من دوست دارم همین فیلم "قندون جهیزیه" اگر 10 سال دیگر هم دیده شود مورد توجه قرار بگیرد، نه این که بگویند چه فیلم سطحی بود. در دوران گذشته فیلمفارسی هایی ساخته می شد که هیچ حرفی برای گفتن نداشت و حالا از آن ها به عنوان فیلم های مبتذل یاد می شود. این فیلم ها مانند این است که جوک نامناسبی را بخواهید در جمع مطرح کنید!
مرتضی اسماعیل دوست
انتهای پیام./

اضافه کردن دیدگاه جدید